تبليغاتX
پروانه سفید
پروانه سفید

از باغ میبرند تا چراغانی ات کنند         تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار          به این بهانه که بارانی ات کنند

ای گل گمان مبر که به شب جشن می روی  اینبار شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یوسف به این رهائی از چاه دل مبند   اینبار می برند که زندانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست    شاید بهانه ایست که قربانی ات کنند

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 بهمن1386 توسط پروانه سفید |
Blog Skin