تبليغاتX
پروانه سفید
پروانه سفید

یکی بود ، یکی نبود

این یکی اون یکی رو دوست داشت ...اون یکی دیگه این یکی رو دوست نداشت

این یکی دلش وسه اون یکی تنگ می شد...اون یکی دیگه اصلا تو یادش این یکی نبود

این یکی بود

               اون یکی دیگه نبود


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 22 دی1387 توسط پروانه سفید |

بلبل را ببين که حتی در قفس هم می‌خواند.

پروانه را ببين که حتی با وجود کوتاهی عمر، از پرواز دست نمی‌کشد.

کرم را ببين که بی‌دست و پا بودنش، او را از حرکت باز نداشته.

عقاب را ببين که چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است.

سگ را ببين که تو نجس می‌خوانيَش اما او به تو وفادار مانده..

ماهی را ببين که چگونه سودای کرمی کوچک او را به دام می‌اندازد..

و

کرکس را نبين که پيوسته در انتظار مرگ ديگران است.

طوطی را نبين چرا که بی‌انديشه هر گفته‌ای را تکرار می‌کند..

ملخ را نبين چرا که تاراجگر زحمات ديگران است.

عنکبوت را نبين چرا که تنها به فکر بنای خانۀ خود است.

عقرب را نبين چرا که در دشواری‌ها به جای حل مسئله، حلال مسئله را می‌کشد.

و پرندگان را ببين که چگونه به هنگام آشاميدن، نظری نيز به آسمان دارند
نوشته شده در تاريخ جمعه 13 دی1387 توسط پروانه سفید |
زن عشق می کارد و کینه درو میکند دیه اش نصف دیه ی توست و مجازات زنایش با تو برابر. میتواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی برای ازدواجش در هر سنی اجازه ی ولی لازم است تو هر زمانی بخواهی به لطف قانون گذار میتوانی ازدواج کنی در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو..او کتک میخورد و تو محاکمه نمیشوی او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب میکنی ..او درد می کشد و تو نگرانی کودک دخنر نباشد..او بیخوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی میبینی..او مادر میشود و همه جا میپرسند نام پدر؟؟
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 2 دی1387 توسط پروانه سفید |
Blog Skin