تبليغاتX
پروانه سفید
پروانه سفید

 

ملامتگوی بی​حاصل، ترنج از دست نشناسد

در آن معرض که چون یوسف، جمال از پرده بنمایی

 به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را

تو سیمین تن چنان خوبی، که زیورها بیارایی

مکن بیگانگی با ما، چو دانستی که از مایی

 دعایی گر نمی​گویی به دشنامی عزیزم کن

که گر تلخست، شیرینست از آن لب هر چه فرمایی

 تو خواهی آستین افشان و خواهی روی درهم کش

مگس جایی نخواهد رفتن از دکان حلوایی

 منو به چه دنیایی برد

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 اسفند1387 توسط پروانه سفید |
Blog Skin